رویاست یا واقعیت

رویـاسـتـ یـا واقـعـیـتـ ؟
𝐩𝐚𝐫𝐭 ⁴
﴿ ویو دامیان ﴾

امروز تصمیم گرفتم زودتر از روز های دیگر از مدرسه خارج شوم و پیاده روی کنم
دانش آموزان سلطنتی اجازه ی خروج از کالج رو دارن .
نمی‌دونم چرا. نمیتونم از ذهنم اورا بیرون کنم
ولی چرا باید اون باشد؟
چند بار با ذهنیت این که ذره ای حس علاقه به اون دخترم ندارم نزدیکش شدم ولی باز هم جواب نمی‌دهد.
چرا؟ من دارم روانی میشوم؟ یا فقط ....نمیدانم. یک پسری که ذره ای با کسی نبوده که این چیز ها حالی او نمی‌شود . آن دوتا (نوچه ها) هم چیزی نمی‌فهمند.
دارد میدوئد که به یک دختر بر میخورد.
دختر زمین میخورد.
دامیان ایرپادش رو در می‌آورد
و می‌گوید: هی سر راهت رو ببین.
دختر از رو زمین بلند می‌شود.
دامنش را تکون می‌دهد و می‌گوید: او آقای دزموند ببخشید اگه سر راه شما.... قرار گرفتم
دستش را به سمت دامیان دراز می‌کند و می‌گوید: رزیتا هستم
دامیان با دیدن آن دختر کمی گل می‌اندازد
روی دست رزیتا می‌زند و میگویید: نیازی با آشنایی تو ندارم. به هرحال فرم مدرسه ما تنته کلاس چندی.

رزیتا می‌خندد: خیلی شجاعید.
کلاس ۱۰ . شما؟

دامیان: کلاس ۱۱

رزیتا: دوست دختر داری؟

دامیان: خیلی پرویی که تو نگاه اول همچین مزخرفی رو از من میپرسی.

رزیتا: فکر نکنم. اگر مایلید من میتون...

دامیان حرف رزیتا رو قطع می‌کند و می‌گوید: مزخرف نگو برای من دختر ریخته برای چی باید با تو بروم تو رابطه ..

رزیتا می‌خندد: باشه . لاقل بیا باهم بریم

دامیان: نباید مارو باهم ببینند

رزیتا: پشتت میام پس

دامیان چیزی نمیگه به مدرسه میرسن

رزیتا: عه دامیان کجا میری؟

دامیان: ما اونقدری باهم صمیمی نیستیم که منو « دامیان » خطاب کنی حتی صمیمی تریم دوستام هم منو دامیان ساما خطاب میکنن.

رزیتا: باشه دامیان ساما میبینمت......

«دامیان ویو»

مرموز بود . دختر جالبی به نظر میرسه ولی تنها برای دوستی اره....دوستی.
دیدگاه ها (۶)

رویـاسـتـ یـا واقـعـیـتـ ؟𝐩𝐚𝐫𝐭 ⁵آنیا: هی بکی اون دختره ایک...

رویـاسـتـ یـا واقـعـیـتـ ؟𝐩𝐚𝐫𝐭 ³بعد از چند دقیقه پیاده روی...

رویـاسـتـ یـا واقـعـیـتـ ؟𝐩𝐚𝐫𝐭 ²امروز از اتوبوس جا ماندم.....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط