سال‌های سال تصور می‌کردم که

سال‌های سال تصور می‌کردم که
می ‌اندیشم و انتخاب می‌کنم
بعدا متوجه شدم که
دقیقاً به چیزی می‌اندیشم که
آن‌ها برایم انتخاب کرده‌اند
این‌جا نقطه آغاز خودآگاهیم بود.

بینگنز
دیدگاه ها (۱)

مرتضی: قرار ما این بود، تو قول دادی.مینا: قرار چیه؟ وضع عوض ...

مراد بیگ؛داری چه غلطی می‌کنی شعبون؟!شعبون؛وضو می‌گیرم...آخه ...

به گونه‌ای زندگی کنید کهوقتی فرزندانتان، به یادعشق،عدالت،صدا...

گـــران بــــاشبُگذار تا بَهایت را پرداخت کنندآدم‌ها چـــیزه...

📌 شاید یه عده تصور کنن اینکه اسرائیل تا این اندازه روی سیاست...

پاکسازی هواپونوپونواگر افکار منفی بارها و بارها ذهنم را اشغا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط