آنقدر عاشقت هستم که باز هم طاقت بیاورم

آنقدر عاشقت هستم که باز هم طاقت بیاورم
باز هم صبر کنم
باز هم پشت پنجره چشم به راه تو بمانم شاید برای دیدارم بیایی
آنقدر دعا میکنم شاید برای یک بار هم که شده دوست داشتنم را باور کنی
حرفهای نیش دارت را آنقدر به جان میخرم بلکه روزی جای این همه زخم زبان تو هم برایم از عشق بگویی
آنقدر اخمهایت را نگاه میکنم شاید روزی صدای خنده هایت را بشنوم
راستش را بخواهی
مدام صبرم لبریز میشود
اما دوباره یادم می آید چه قدر عاشقت هستم
عشق نیرویی عجیب به من داده
نیرویی که میتوانم تا خود صبح برایت بنویسم و بنویسم و بنویسم
بلکه روزی بخوانی
و باور کنی
که عاشقت هستم .
فقط خدا کند عمرم قد دهد تا ببینم عشقم را باور کردی خدا کند
دیدگاه ها (۵۷)

من روز خویش را با آفتاب روی تو کز مشرق خیال دمیده استآغاز می...

بیا با هم حرف بزنیم نه اینکه فکر کنی یک سال است ندیدنت مرا آ...

#بگذار.....من بیشتر دوستت بِدارَمبیشتر عاشقَت باشمبیشتر بخوا...

آغوشت قبیله ای‌‌ وحشیبا آتشی برای پایکوبی با جادویی برای فری...

نمی‌دانم این را برای چه کسی می‌نویسم ؛ شاید برای کسی که هیچ‌...

ص ۶۵ ان شب پریسا از زندگی شخصی خودش گفت از ترسها از امیدها ا...

rose kim taehyungپارت ۲ویو راوی مادر جونگکوک در رو باز کرد و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط