آهسته زمان رفته و برگشت ندارد

آهسته زمان رفته و برگشت ندارد
خوب و بدمان رفته و برگشت ندارد

عمری که فقط با غم دنیا سپری شد
چون آب روان رفته و برگشت ندارد

دیگر به سر آمد همه ایام جوانی
سیمای جوان رفته و برگشت ندارد

شد کار دل خسته‌ی ما حسرت این‌که
این رفته و آن رفته و برگشت ندارد

بیهوده نگردید به دنبال خوشی ها
شادی ز جهان رفته و برگشت ندارد

گویی غم هجران عزیزان شده عادت
انگار که جان رفته و برگشت ندارد
دیدگاه ها (۱)

نامه هایم چشم هایت را اذیّت می کنددرد و دل کردن برای تو حضور...

از گلی که نچیده امعطری به سرانگشتم نیست،خاری در "دل" است ..

بُرج ویـــرانمغبارِ خویش افشان کرده ‌ام.

𝓣𝓱𝓮 𝓟𝓻𝓲𝓷𝓬𝓮’𝓼 𝓒𝓱𝓸𝓲𝓬𝓮Part 5ویولت چند لحظه همان‌جا ایستاده بود....

《검은 마음》پارت ششم | بعد از کلاسامیلی همان‌جا ایستاد.صدای جمع ش...

《검은 마음》پارت هشتم | عمارتی که سکوت را دوست ۱داشتسه روز بعد......

part48. . سوبین در حالی که لباساشو پوشیده بود یه حوله دور گر...

اهسته زمان رفته و برگشت نداردخوب و بدمان رفته و برگشت نداردع...

آهسته زمان رفته و برگشت نداردخوب و بدمان رفته و برگشت نداردع...

آهسته زمان رفته و برگشت نداردخوب و بدمان رفته و برگشت نداردع...

آهسته زمان رفته و برگشت نداردخوب و بدمان رفته و برگشت نداردع...

آهسته زمان رفته و برگشت نداردخوب و بدمان رفته و برگشت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط