من اسیرم در کف مهر و وفای خویشتن...

من اسیرم در کف مهر و وفای خویشتن...
وَرنَه او سنگین دلِ نامهربانی بیش نیست...!

#رهی_معیری
دیدگاه ها (۱)

سرشارم از خیال ولی این کفاف نیست درشعر من حقیقت یک ماجرا کم ...

گوهر اشکی که پروردم به چشم انتظاردر تماشای تو از دست نگه غ...

‌‌خسته تر از صدای من گریه ی بی صدای توحیف که مانده پیش من خا...

بی درد و بی غم است ، چیدن رسیده راخامیم و درد ما ، از کال چی...

عشق بازی کار فرهان است و بس دل به شیرین داد و دیگر هیچکس مهر...

‌یک نصیحت قشنگ و کاربردی از جناب صائب تبریزی که فکر کنم هممو...

عاشقانه های شبنم بیاد بابامحمدم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط