ترجمه کلی:

ترجمه کلی:
سه تا احمقمون از ماموریت اومدن و نوت نوت هم ازشون راضیه میگه فعلا آزادین، بعد کیلر میگه رئیس، من یکی از کفشام موقع مبارزه گم و گور شد و نایتمر یدونه جدید میده بش (وایی فقط قیافه نوت نوت خخ) بعد کیلر میگه نه اینا بند داره..
خو که چی..
نمیتونم بنداشو ببندم..
پپففف، البته که نمیتونی..
نوت نوت به هرور میگه که به کیلر یاد بده بندا رو ببنده که هرور جان اشاره میفرمایند که چیزه.. *بندای کفشو کنده*
داست؟
*برادر دمپایی میپوشه*
چجوری هیچکدومتون بلد نیستین بند کفشو ببندین!؟؟

رئیس ما هممون سنس‌ایم، عادت داریم دمپایی بپوشیم..
داست هنوزم دمپاییاشو میپوشه..


اس آخر:
چیزع.. چقدر شبیهشه نه؟🤡
دیدگاه ها (۳)

وقتی دوستت حامله است🤣

نمیدونستم مایه عذابم😔

🧧🎤🎧🧶

رل ترین؟خوشگل ترین؟بهترین ووکال؟معرف ترین؟بهترین ووکال؟بانو ...

انیمه خاطرات یک داروساز. #انیمه #خاطرات_یک_عطار

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط