آن قدر هم ساده نیست

آن قدر هم ساده نیست
بیایی،
عاشقانه در زندگی ام نفس بکشی؛
بعد بگویی که رفتنت
تقدیر است
و من لبخند بزنم.
انتهای این سرنوشت،
ویرانی من است؛
ویرانی توست؛
و ویرانی آن چه ترا ناگزیر از این تقدیر می کند.
شب خوش عزیزکم،
اگر صبح بیدار شدی؛
سلام مرا،
به جاده هایی که تقدیرشان دیدن تو نیست؛
برسان….
اشتباه از تو بود.
تو عاشق کسی شدی،
که تقاص بوسه های گم شده اش را
از تو می گیرد.
وبه تنهایی ویران نمی شود.
دیدگاه ها (۱)

سال‌هاست که تقویم‌ها دیگر اسم تو را ورق نمی‌زنند و ساعت‌ها د...

‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌« برائ او. » ‌ دلم برایت تنگ ...

سناریو از شخصیت های توکیو ریونجرز☆موقعیت:~» توی دفترت درباره...

#دیوانه‌بازی...شاید بعد از ظهر گرم تابستون خواب زده شدم..تو ...

✦ اولین گناه ✦فصل بیست‌وهفتم: کسی که ماند---از مهمان‌خانه رف...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❸_بخش دوم_می‌نشینم"مامان اون فوق العاده ست باید ...

تصادف با ماشین باجی.

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط