آینه پرسید چرا دیر کرده است ؟

آینه پرسید چرا دیر کرده است ؟
نکند دل دیگری او را اسیر کرده است؟
خندیدمو گفتم او فقط اسیر من است ....
تنها دقایقی چند تاخیر کرده است ...
گفتم امرثوز هوا سرد بوده است ...
شاید موعد قرار تغییر کرده است...
خندید به سادگیم ، و آینه گفت
احساس پاک تو را زنجیر کرده است ...
گفتم از عشق من چنین سخن نگو
گفت خوابی ... سالها دیر کرده است ...
در آینه به خود نگاه میکنم .... آه
عشق تو عجیب مرا « پیر » کرده است .....
دیدگاه ها (۱)

Nineteen

پارت شش

نفرتی به نام عشقپارت: 32ات:(نفس نفس) سگ توش. پام سوراخ شد. ک...

#just_doktor? p۶ساعت ها گذشت،عصر شده بود هوا نارنجی و کمی سر...

KIM V

True Love①①تهیونگهمون‌طور که به درِ بسته خونه‌ی پدربزرگش خیر...

.#دلیاخــــــــلاقم ...............    حکم ميکــــــنه.........

تکپارتیوقتی بین دخترو پسرش فرق میزاشتصدای خنده‌ی بچه‌ها تمام...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط