fake kook

fake kook
part*³²

حال
ا/ت: حالا با کی ازدواج میکنه
سونگهون: نمیدونم گفت دختر خانواده کینگ نمیدونم اسمش چی گفت بهم گفت ا/ت میشناسشون
ا/ت: دختر خانواده کانگ
سونگهون: اره میشناسیش
ا/ت: اره
یونا: اجی حالا ما میریم عروسی
سونگهون: معلومه که میریم
ا/ت: نه شاید نشد
سونگهون: چرا
ا/ت: بعد میگم
سونگهون: چرا نمیخوری
ا/ت: میل ندارم خودتون بخورین
سونگهون: خب مرسی من خوردم برم بخوابم
ا/ت: باشه

شب
سونگهون خونه مادرش بود
یونا: اجی شام چی میپزی
ا/ت: چی درست کنم
یونا: همونی که با عمو جونگکوک خوردیم
ا/ت: اسمشو نیار
یونا: خوشمزست که
ا/ت: غذا رو نمیگم که جونگکوک میگم
یونا: خب باشه غذاشو برامون درست میکنی
ا/ت: سونگهون نمیتونه با خودش خرید کنه تو همینجا بمون من برم خرید
یونا: باشه
رفتم اماده شدمو رفتم بیرون خریدامو کردن تو راه بودم یه ماشین بهم چراغ میزدو و بوق میزد بهش محل نمیدادم و میرفتم که از ماشین پیاده شد اومد سمتم کوک بود
ا/ت: همسایه هام میشناسنت نیا سمتم
کوک: خب بشناسن بیا تو ماشین
ا/ت: یونا خونه تنهاست
کوک: زیاد وقتتو نمیگیرم
ا/ت: من نمیخوام بیام

#فیک
#سناریو
دیدگاه ها (۲)

fake kook part*³³دستمو گرفت بردم تو ماشینا/ت: چیکار میکنی کو...

fake kook part*³⁴ ا/ت: ولی من اونموقع دروغت گفتم دوست نداشت...

fake kookpart*³¹منو سونگهونم دیگه رفتیمسونگهون: باورم نمیشه ...

fake kook part*³⁰اخر هفتهعروسی افتاد برای اخر هفته خیلی استر...

love Between the Tides⁶⁰یونا: نه باهامون بیا تهیونگ: آره بیا...

Part 14

Love in the dark①⑦بدون چتر رفتم بیرون ا/ت: گونگ گیگونگ گی: ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط