گفتی بمون، با من بمون، گفتم می مونم،

گفتی بمون، با من بمون، گفتم می مونم،
گفتی با دلتنگی بخون، گفتم می خونم،

گفتم که مست و عاشقم، دیونۀ تو،
هرشب خرابم گوشۀ میخونۀ تو،

گفتی ببندم عهد، با یاد تو بستم،
گفتی که باید عاشق و دیوونه باشم،
چون ساقی هرشب می کَش میخونه باشم،

گفتی که باید خاطرم شرط تو باشه،
راه خیال خسته ام خط تو باشه،

گفتی که بر یاس تنت پیرهن بدوزم،
چون شاپرک باشم که از عطرت بسوزم،

گفتی که دستامو بگیر، گفتم می گیرم،
گفتی که از عشقم بمیر، گفتم می میرم،

گفتم و گریه کردم و پای تو ساختم،
این دل سر به راه رو آسون به تو باختم،

گفتی بمون، با من بمون، گفتم می مونم،
گفتی با دلتنگی بخون، گفتم می خونم،

چرا با اینکه می دونم خطا کرده دلِ من!
هنوز دلگرمِ امیدم که برگرده دلِ من ؟؟!
دیدگاه ها (۱)

قصۀ برگ و بادِ تموم سرنوشتم،بهار می خوام اما پائیزیِ سرشتم،ی...

گذشته، یک زخم پیر و کهنه اس، خوب نمی شه؛ تو ابرا، یه ابر گری...

خسته از نگاهِ عالَم، گوشه گیرِ جنگلا، خیلی دوستم دارم برم به...

«انقطاع از دنیا ملاکی برای وارستگی انسان» از حضرت امام ا...

#کپشن

Part ¹⁹The name of the story: Madness hall(تالار جنون)گفتم:چ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط