هرچه با تنهایی من آشنا تر می شوی

هرچه با تنهایی من آشنا تر می شوی

دیرتر سر میزنی و بی وفا تر می شوی

هرچه از این روزهای آشنایی بگذرد

من پریشان تر، تو هم بی اعتناتر می شوی

من که خرد و خاکشیرم! این تویی که هر بهار

سبزتر می بالی و بالا بلاتر می شوی

مثل بیدی زلف ها را ریختی بر شانه ها

گاه وقتی در قفس باشی رهاتر می شوی

عشق قلیانی ست با طعم خوش نعنا دوسیب

می کشی آزاد باشی، مبتلاتر می شوی

یا سراغ من می آیی چتر و بارانی بیار

یا به دیدار من ابری نیا... تر میشوی ...
دیدگاه ها (۳)

پا به پا کردم و ...جان کندم و گفتم آخردوستت دارم و ... گفتی ...

خاطره ها ؛فقط سیگار می کشند ...نمی سوزند ...

خالی بکن در استکانم چایی ات راآغوش وا کن آن دل دریایی ات راش...

از تو دور شدم ،مثل ابر از دریا !اما هر جا رفتم ،باریدم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط