گر چه مهرم به دلت دست نداده ست هنوز

گر چه مهرم به دلت دست نداده ست هنوز
به غزلبافی رخسارِ تو شاد است هنوز
بی رخت خانه خراب است دلم انگاری
شهر و بازار غزلهام کساد است هنوز
پی تو شهره ی آواره ی هر بادیه ام
تا رسیدن به تو صد قافله مانده است هنوز
دل سپردم به تو و خلوت و تنهایی و شعر
چه سخنها که پسِ پرده فتاده ست هنوز...
که اگر خواسته بودم! ز چه رو بی مهری؟
نکند از سر من یار زیاد است هنوز!
دیدگاه ها (۴)

با تو تا هرجا که باشد دل به دریا می‌زنمبر در و دیوار خوابم ...

پیش آمده درگیر توهم شده باشی؟با یاد کسی غرق تهاجم شده باشی؟آ...

از خودم بی خبرم بس که نداری خبر از مندل بُریدن که هنر نیست، ...

شبانگاهم  نسیم از  یار داردبه گردِ  معبدش  زوّار  داردنشستم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط