اَحوالِ مَن مَپُرس که با صَدهِزار دَرد

اَحوالِ مَن مَپُرس که با صَدهِزار دَرد
می‌بایدَم به دَردِ دلِ دِیگران رِسید

#صائب_تبریزی
دیدگاه ها (۱)

دلم دلی نه که در وی بگنجد اینهمه غمغمش غمی نه که از دل بدر ت...

دیدی ای دل؟!! که غم عشق دگربار چه کرد؟چون بشد دلبر و با یار ...

دور نباشدر این دنیایِ کوچک!در این آغوشِ دنج!نزدیک تر باش،از ...

قصه ی دیوانگی من شهره شهر استدلتنگی هایم مثل هر انس است......

او می‌رود دامن کشان من زهر تنهایی چشان،دیگر مپرس از من نشان ...

خود را شکفته دار به هر حالتی که

درد دل با کس نگفتم ، درد من گفتن نداشت ؛خنده بر لب می‌زدم هر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط