عبـــــــــــور میڪنم

عبـــــــــــور میڪنم
از تـنِ خستہ‌ے شب
قدم بہ قدم بی تابِ آغـوش توأم
چشمانت را ببند
بڪَو ڪہ منتظـــرے ..!!
دیدگاه ها (۱)

چشمانِ خیس ات را میبوسم نازنین دلواپسِ آینده نباشاین "شب ها"...

اونقدری که محبت این روزا تاوان داره؛اشتباه نداره...ـــــــــ...

اُردیبهشت هم با این بارانِ بی امانشذکرِ عشق میگویدناز میخرد ...

در من ،هزاران "من" است ...!کہ لحظه لحظه قیام می‌کنند ،برای س...

عاشقانه های شبنم

چشم مےبندم خودم را لحظہ‌اے گم مےڪنمدست و آغوش «تو» را عالے ت...

چشم مےبندم خودم را لحظہ‌اے گم مےڪنمدست و آغوش «تو» را عالے ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط