آتشی زد شب هجرم به دل و جان که مپرس

آتشی زد شب هجرم به دل و جان که مپرس

آنچنان سوختم از آتش هجران که مپرس...

👤 #شهریار
دیدگاه ها (۷)

طفلی به نام شادی ، دیری‌ست گم شده‌ است !با چشم‌های روشنِ برا...

درانتظار توأم در چنان هوایی بیاکه گریز از تو ممکن نباشد... 👤...

با چشم تواز هر دو جهان گوشه گرفتیم مائیم و توای جان که جگر گ...

#فانتزی

سینه از آتش دل در غم جانانه بسوختآتشی بود در این خانه که کاش...

🍒🌱تن نیستی، که جان دهم و وا رهانمت ماتم‌سرای عشق به آتش چه م...

خـنـده‌هـایـت‌آتـشـی‌بــر‌جـان‌مـاسـت؛سـوخـت‌ایـن‌دل‌و‌نـگـش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط