شکر خدا که جان ولی بی گزند شد

شکر خدا که جان ولی بی گزند شد

از خنده اش به جام دلم، آب، قند شد

دشمن بسوز و کشک خودت را بساب، هان!

آقای ما ز تخت چو طوفان بلند شد
دیدگاه ها (۲)

پسر فاطمه حتما جگرش بیشتر استهیبتش از همه مثل پدرش بیشتر است...

جانم فدای رهبر

مرده بدم زنده شدم گریه بدم خنده شدمدولت عشق آمد و من دولت پا...

#دوستت_دارم و دانم که تویی دشمن جانماز چه با دشمن جانم شده‌ا...

آن دلبر من آمد بر منزنده شد از او بام و در منگفتم قنقی امشب ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط