زمستانی سرد "کلاغ" غذا نداشت تا جوجه هاشو سیر کنه ، گوشت

زمستانی سرد "کلاغ" غذا نداشت تا جوجه هاشو سیر کنه ، گوشت بدن خودشو میکند و میداد به جوجه هاش میخوردند
 زمستان تمام شد و کلاغ مرد
 بچه هاش که نجات پیدا کردند ، گفتند :
آخیش خوب شد مرد ، راحت شدیم از این غذای تکراری
"این است واقعیت تلخ روزگار ما !
دیدگاه ها (۳)

صدایی از کامیل نشنید تازه فهمید تو چه موقعیتی هستن. خودشو مر...

part 145رو تخت خوابیده بود و چویا آروم موهاشو نوازش می‌کرد.ن...

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟖𝟗ویو فردا صبح.همه دور میز جمع بودن و مش...

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟗𝟖بعد از شامی که خوردن توی حیاط ویلا که ...

غر غر می‌کرد همین باعث شد سانزو از خواب بیدار بشه. و قهقه ای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط