شدم درگیر چشمانت ؛ تو از آغوش پاییزی"!!!

شدم درگیر چشمانت ؛ تو از آغوش پاییزی"!!!
تو حتی با خیالت هم ؛ به فکرم شعر میریزی"...

منم که ؛ تند و بی پروا برایت شعر میگویم"!!!
تو هم بر عکس من هستی ؛ شدیدا" اهل پرهیزی"...

برایت شعر میسازم ؛ تمام خاطراتم را"!!!
تو خیلی ساده میگویی ؛ عجب شعر غم انگیزی"...

نگاهت آتشین باشد ؛ دلت مانند یک برکه"!!!
گره در دست تو مانده ؛ که ذوقم را برانگیزی"...

بیا خوبی کن و یکبار ؛ صرف از فعل رفتن کن"!!!
چه بگریزی ز ابیاتم ؛ که بر زخمم نمک ریزی"...

عجب چشمی تو داری که ؛ برایش شعر میسازم"!!!
تو هم در جام من هر دم ؛ غمی روی غمم ریزی"...
دیدگاه ها (۱)

شدم درگیر چشمانت، تو از آغوش پاییزیتو حتی باخیالت هم، به فکر...

...شدم درگیر چشمانت، تو از آغوش پاییزیتو حتی باخیالت هم، به ...

شدم درگیر چشمانت، تو از آغوش پاییزیتو حتی باخیالت هم، به فکر...

شدم درگیر چشمانت، تو از آغوش پاییزیتو حتی باخیالت هم، به فکر...

شدم درگیر چشمانت، تو از آغوش پاییزیتو حتی باخیالت هم، به فکر...

شدم درگیر چشمانت، تو از آغوش پاییزیتو حتی باخیالت هم، به فکر...

........شدم درگیر چشمانت، تو از آغوش پاییزیتو حتی باخیالت هم...

شدم درگیر چشمانت، تو از آغوش پاییزیتو حتی باخیالت هم، به فکر...

شدم درگیر چشمانت تواز آغوشی پاییزیتو حتی با خیالت هم به فکرم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط