بازی
بازی
Part 4
(ویو جنی )
_ وایی حداقل دخترونگیم رو ازم نگرفتم ولی لبام خیلی درد میکنه باید بزنمش کنار حلش دادم به زور رفت کنار و خوب من سریع بلند شدم و رفتم بیرون از اتاق چون در باز بود داشتم میرفتم که تهیونگ منو از پشت گرفتو برگر دودن سمت خودش
× سرپیچی از من خودش یه بدبختیه اینو میدونی دیگه( سرد)
_ (مکث کرد ) تواز من چی میخوای هان(داد)
× دهنتو ببند(عربده)
_....(گریه)
× این برای اولین و آخرین باریه که بهت اخطار میدم حق نداری روی من داد بزنی و حرف بیجا بزنی فهمیدی ( سرد )
_ ....
× نشنیدم
_ اره( گریه )
تهیونگ جنی رو ول کرد و جنی افتاد روی زمین و همین طور گریه میکرد
× بلند شو برو توی اتاق
_ نمیخوام میخوام برم خونه ی خودم ( بغض)
× دیگه نمیگم (تند)
جنی بلند شد و رفت توی توی اتاق تهیونگ درو روش قفل کرد ولی چند دقیقه بعد اجوما خدمت کاره خونه اومدو براش غذا اورد
(علامت اجوما &)
Part 4
(ویو جنی )
_ وایی حداقل دخترونگیم رو ازم نگرفتم ولی لبام خیلی درد میکنه باید بزنمش کنار حلش دادم به زور رفت کنار و خوب من سریع بلند شدم و رفتم بیرون از اتاق چون در باز بود داشتم میرفتم که تهیونگ منو از پشت گرفتو برگر دودن سمت خودش
× سرپیچی از من خودش یه بدبختیه اینو میدونی دیگه( سرد)
_ (مکث کرد ) تواز من چی میخوای هان(داد)
× دهنتو ببند(عربده)
_....(گریه)
× این برای اولین و آخرین باریه که بهت اخطار میدم حق نداری روی من داد بزنی و حرف بیجا بزنی فهمیدی ( سرد )
_ ....
× نشنیدم
_ اره( گریه )
تهیونگ جنی رو ول کرد و جنی افتاد روی زمین و همین طور گریه میکرد
× بلند شو برو توی اتاق
_ نمیخوام میخوام برم خونه ی خودم ( بغض)
× دیگه نمیگم (تند)
جنی بلند شد و رفت توی توی اتاق تهیونگ درو روش قفل کرد ولی چند دقیقه بعد اجوما خدمت کاره خونه اومدو براش غذا اورد
(علامت اجوما &)
- ۸۶۳
- ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط