کوکیادم میاد بهت گفتم بدون اجازه من از عمارت بیرون نیا

#𝐖𝐡𝐲_𝐡𝐢𝐦

𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟐𝟗

کوک:یادم میاد بهت گفتم بدون اجازه من از عمارت بیرون نیا.

آنالی:اومدم یکم هوا بخورم داخل عمارت حالم بد میشد.

کوک:برام مهم نیست که حالت بد بشه یا نه باید تو عمارت میموندی.

آنالی:حالا که اومدم مگه چی شده؟

کوک: زود بیا داخل.

آنالی: نمی‌خوام بیام.

کوک:که اینطور.

آنالی: مثلا میخوای چیکارم کنی فقط بلدی حرف بزنی.

کوک:حواست به حرف زدنت باشه.

آنالی: اگه حواسم به حرف زدنم نباشه چیکار میخوای کنی؟

کوک:با این رفتارت موندم چطوری روانشناس شدی.

آنالی:د برو داخل سرم درد گرفت از بس حرف زدی.

کوک:(رفت سمت آنا و اونو برآید استایل بغل کرد)

آنالی:هی چیکار میکنی؟

کوک: حرف نباشه.

.........

آنالی:برای چی منو آوردی تو اتاق؟

کوک: بیرون سرما میخوردی.

آنالی:چرا باید برات مهم باشه که من سرما بخورم یا نخورم؟

کوک:چون حوصله نگهداری ازت رو ندارم.

آنالی:کسی نخواست تو ازم نگهداری کنی.

کوک:هوووف میتونی کمتر وراجی کنی.

آنالی: بهش چشم غره ای رفتم و روی تخت دراز کشیدم.

آنالی:اون دارو ها.

کوک:کدوم؟

آنالی:همونایی که بهم تزریق کردی اونا چی هستن؟

کوک:لازم نیست که بدونی.

آنالی: یعنی چی که لازم نیست بدونم.

کوک: میخوای بدونی؟

آنالی:آره

کوک:...................

ادامه دارد..................∆


بچه‌ها واقعا ببخشید این هفته کلی درس داشتم و اصلا وقت نکردم که پارت بدم قول میدم حداقل روزی دو سه پارت بنویسم و براتون بزارم.
دیدگاه ها (۰)

#𝐖𝐡𝐲_𝐡𝐢𝐦𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟑𝟎کوک: خب الان وقتش نیست(از اتاق رفت بیرون آنال...

#𝐖𝐡𝐲_𝐡𝐢𝐦𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟑𝟏هانا: یادم میاد یه بار یکی از دخترا چون با یه...

#𝐖𝐡𝐲_𝐡𝐢𝐦𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟐𝟗کوک:یادم میاد بهت گفتم بدون اجازه من از عمارت...

#𝐖𝐡𝐲_𝐡𝐢𝐦𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟐𝟖چشامو آروم باز کردم و دور اطرافمو نگاه کردم ت...

𝐌𝐲 𝐛𝐫𝐨𝐭𝐡𝐞𝐫'𝐬 𝐟𝐫𝐢𝐞𝐧𝐝_𝐏𝐚𝐫𝐭 ¹⁹ سوجین: چی...چی داری می گی جونگکو...

بیب من برمیگردمپارت : 96با انگشت اشارم زدم به شقیقش و گفتم +...

هرزه ی حکومتی پارت ۲که کوک بلند شد و.... رفت سمت ا/ت ونشست ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط