دیشب تو را چون گوهر نایاب دیدم

دیشب تو را چون گوهر نایاب دیدم
چشمان زیباے تو را در خواب دیدم
دیدم ڪه میبینی مرا میخندے از دور
دست و دل و اندیشه را بی تاب دیدم
دیدم نشستی روبرویم شعر خواندے
شعرے پر از زیبایی و مهتاب دیدم
دیدم ڪه مستم خواب هم چون روشناییست
یڪ جام لبریز از شراب ناب دیدم
شاید همیشه در همین حالم بمانم
تعبیر خواب دیشبم در آب دیدم
روشن شد آن چشمان بیمارم دوباره
تصویر زیباے تو را در قاب دیدم ..!!
دیدگاه ها (۶)

امشب‌ بیا که‌ تشنة‌ یک‌ همنشینی‌ام‌دیگر امید نیست‌ که‌ فردا ...

تنها تــر از نیلوفرِ مُردابِ خاموشی غمگین تراز بارانیِ سردی ...

ای سفر کرده ز من،دلتنگ دیدارم کجایی؟ کم مگر گفتم به تو من_دو...

ای سفر کرده، دلم بی‌تو بفرسود،بیاغمت از خاک درت بیشترم سود، ...

بهترین شعرے که خواندم بے گمان چشمان توست  آنچه مستم میکند در...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط