می بوســــــمت

می بوســــــمت
ﺯﯾﺮِ ﺁﻭﺍﯼِ ﺍﺫﺍﻥ ...!
به حکــــــــــمِ
"حیّ عـَــــلی خَیْـــــرِ الْعَمــَـــل"
****************** موهایت
سمفونیِ ایماژیستِ شعرِ من ؛
دیوانِ مرا
آشفته نکن ...
****************** آخر به جهنم میروم ؛
بس که نمازهایم را
به اقتدایِ چشمانِ تــو خواندم ...
*****************
تیر و تارا ، اشکبارا ، چشمه سارا ، چشم من
غم گُسارا ، عاشِقـــا ، قدیسه وارا ، چشم تو
******************* ساوه شُهره به اَنارَست وَ بَم ، به رُطبش !
یار ِما نیز به شیرینی ِمرموز ِلبش ...
*******************
در پی چشمان ِتو یک شهر عاشق گشته اند
با مروت در میان ِشعرهایم بی عینک نگرد ...
***/ازاین به بعد چندتا از این متنا میزارم.خیلی دوسشون دارم/***
دیدگاه ها (۱۹)

گاه بر زلف سوار است ، گهی بین ِلبت"گل ِسور" بودن عجب حس ِعجی...

بی سبب زخم زبان بر جگرم نگذارید وقت و بی وقت فقط سر به سرم...

اینا سبزه های عیده برف اومده بود،رواینام ریخته بودقشنگ شدن

☜هیچوقت☞فکرشو نمیکردمیه روزیبا این سن √✘این همه ☜آه☞ از ته د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط