گمان میکردم ساکنِ دنیایم میشوی!

گمان میکردم ساکنِ دنیایم میشوی!
اما تو
فقط یک
مسافر بودی...!
دیدگاه ها (۱)

خیال می کردم اگر نباشی چه به " روزم " می آید هرچه آمدشب آمد ...

اعتراف آخرتو تمام من بودی که گمت کرده بودم !حالا که پیدایی م...

دست به دستمی شومبین تنهایی و خیال توهیچ کدام برایمدست های تو...

💔 💔 💔 شاید نتونم هروقت دلم خواست ببینمت. شاید نتونم کل شب تو...

و من امید را تنها در حوالی آسمانی دیدم که تو ساکن زمینش بودی...

من سال هاست کهسکوت میکنمگمان میکردمتو لب خوانی بلدی…🌱🍀

من گمان میکردم رفتنش ممکن نیسترفتنش ممکن شد، باورش ممکن نیست...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط