بیت‌های نارنجی 🏮

بیت‌های نارنجی 🏮

صدایش را شنیدم
صدای برخورد خون با دندان‌های خیسش را
بوی فلز خیس خورده می‌آمد
خون از قلبش با هر تپش بیرون می‌ریخت
هنگامی که تیغ آخته‌اش را به سمتم نشانه رفته بود
ترسی اغواگر در چهره‌ی شکننده‌اش لانه کرده بود
ما تردید نمی‌کنیم
ما او را می‌کشیم
ما مأمریت جهان را به اتمام می‌رسانیم
در نهایت دشنه‌اش به سوی خودش پرتاب شد
و ورق برگردانده شد
آری ، او مرگ بود
و سزاوار موجودی چون خودش

_ بیت‌های نارنجی _
دیدگاه ها (۱۸)

بیت‌های نارنجی 🏮خورشید ،روشنی‌اش رادر سراسر آسمان می‌پراکندو...

حاجیبرگاام سیدمیگمااا ملتشمام صدای رهبر ژادیدو عه تلویژن خان...

خوشگلمون حمایت نشه ؟؟گوگولی گادآرتیست 🛐🛐🛐@uvine

بیت‌های نارنجی 🏮من دنبالت می‌آمدماگر نمی‌توانستم راه بروم ،س...

نام=)سایه مافیا### پارت شانزدهم: طعمِ فلز و خاکسترنورِ زرد و...

همانند هوا شب شد ،، از اینکه این کتاب طراحی را داشت خیلی خوش...

سناریو ساسونارو🩸 «ماه و خورشید: افسانه‌ی خون و اشک» ☀️فصل سو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط