#موکل_خطرناک_من

#موکل_خطرناک_من
#رمان_درخواستی پارت¹

ویو کوک:

صبح بیدارشدم.

رفتم دوش گرفتم.

لباس پوشیدم و صبحانه خوردم.

سوار ماشین شدم و به سمت دفترم داشتم می‌رفتم.

که حس کردم یکی از پشت به ماشینم زد.

پیاده شدم که دیدم یک عوضی به ماشینم پیاده دیدم یه عوضی به ماشینم زده.

کوک: هی عوضی کوری (با عصبانیت)

شخصی که به ماشین زده:آقا ببخشید بیایم بریم ایستگاه پلیس

کوک: نه لازم نیستش اشکالی نداره

شخصی که به ماشین زده: آخه اینجوری که نمیشه بیایم بریم

به زور منو با دستگاه پلیس.

استرس تمام بدنم را گرفته بود.

امیدوارم که منو نشناسن.

رفتیم و گفتن که باید بریم سمت دادگاه.

افسر پلیس: قبل از اینکه دادگاه شروع بشه باید برای خودتون وکیل بگیرید.

وکیل؟ چه جوری وکیل گیر بیارم.

گوشیمو از جیبم درآوردم زنگ زدم به تهیونگ.

تهیونگ : به به کوک جون چه چه عجب به من زنگ زدی

کوک: سلام خوبی. میگم می‌تونی برای من وکیل گیر بیاری؟

تهیونگ: دوباره گیر افتادی ؟

کوک: نه بابا یه عوضی از پشت به ماشینم زد آخر به زور منو آورد ایستگاه پلیس بعد میگه که شما باید جلسه دادگاه بزارید افسر پلیسه برگشته به من میگه که باید برای خودتون وکیل بگیرید.

تهیونگ : آهان باشه خوب یکی از دوستام می‌سپارم که برات وکیل گیر میارم باشه حالا صبر کن بهت پیام میدم.

افسر پلیس : جلسه دادگاه امروز بعد از ظهر شروع میشه.

کوک:آها باشه

رفتم دیدم بقیه اعضا اونجا اعضا اونجان.

لایک یادتون نره 💜
دیدگاه ها (۰)

سوال پست:بیشتر اوقات‌ بیرونی یا خونه؟

سوال پست :جونگ کوک یا تهیونگ؟

نام رمان : My Dangerous Client/ موکل خطرناک من#رمان_درخواستی...

یکم دنص🎶

#still_with_you#هنوز.با.تو.پارت.۲ویو ا.ت:جونگ کوک و تهیونگ ه...

داستان زندگی منپارت:19+رسیدیم کره رفتم خونه تهیونگ هم اصلا خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط