پارت

پارت۴
رفتم تو دانشگاه که دیدم استاد داره توضیح میده تا منو دید گفت
استاد: خانم ات دیر کردید
ا/ت :فکر نکنم به کسی ربط داشته باشه
رفتم نشستم سر جام استاد بقیشو توضیح داد منم چون آخر کلاس بودم سرم تو گوشی بود
زنگ خورد (خونه)
رفتم خونه سلام کردم به پسرا که کوک گفت سه شنبه پارتی کسی دعوتمون کرده که همون زمان جیمین نگام کرد
جیمین: بخدا نه بگی کشتمت
ا/ت: باشه جوش نیار شیرت خوش میشه
جیمین: دهنتو ببند (با لبخند)
ا/ت :باش بستم
که جولیا زنگ زد
جولیا :الو ا/ت به پسرا بگو من اتاق وحشت گرفتم بریم
ا/ت: اولا سلام دومن باشه ولی من
نزاشت ادامه حرفمو بزنم که گفت
جولیا: گوه خوردی میای ادرس و فرستادم بیاید ساعت ۵
قطع کرد من دیگه به این قطع کردناش عادت کرده بودم
به پسرا گفتم اونا هم گفتن باشه ساعت ۳:۳۰بود رفتم حموم موهامو خشک کردم یه کوچولو آرایش کردم چون آرایش زیاد دوست ندارم لباسو پوشیدم رفتم پایین سوار ماشین شدیم آدرسو دادم به کوک
دیدگاه ها (۰)

پارت ۵رفتیم که جولیا پرید بغلم ا/ت: باشه جولیا بیا پایین جول...

پارت۶از کامپیوتر پسرا رو می دیدم همشون جیغ می زدن منم می خند...

ممنون

ممنونم

مثلث عشق۲

عشق یا نفرت؟ (تابع قوانین ویسگون) P⁴⁵(کره=ساعت 9:27 PM) الا:...

Part 15 جولیا : میبینم یه زی،،،،ر خ،،وابی جدید پیدا کردی ا،...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط