#Strawberrywhiskey
#Strawberrywhiskey
#IU
PART:18
بعد از زدن چند ضربه دیگه هردو به اوج رسیدن و مافیا از پسرک بیرون کشید.
جیمین با حس خالی شدن زیر شکمش نا//له خفیفی سر داد و چشماشو بست.
یونگی جسم بی جون جیمینو برا//ید بغـ//ل کرد و به طرف حموم حرکت کرد،پسرکو توی وان اب گرم گذاشت خودش پشت سرش نشست و پسرکو تو اغوش کشید.
جیمین: یونی
یونگی: جانم
جیمین: چلا انگد با نینی حوب شودی
یونگی: خوشت نمیاد
جیمین: چلا، حیلی حوشم میاد فگط میتشم.
یونگی: از چی
جیمین: اژ اینته یه لوز دیده نینیو دوش نداشته باشی، اون موگع نینی میمیله
مافیا بو//سه ای رو شونه ی پسر زد
یونگی: اون روز نمیرسه شیرینم، هیچوقت
پسرک خودشو بیشتر تو بغـ//ل مافیا جا داد و چشماشو بست.
یونگی بعد از گرفتن دوشی کوتاه برای خودشو جیمین، پسرکو بغـ//کرد و روی تخت گذاشت.
جیمین: توجا میلی
یونگی: میرم لباس بیارم بپوشیم
جیمین: ژود بیا
یونگی تک خنده ای کرد و تیشرتی مشکی خودش پوشید و از کمد جیمین لباسی خرسی براش اورد.
پسرک تقریبا جونی نداشت در نتیجه لباسم مافیا به ارومی تنش کرد و دوباره بغـ//لش کرد.
جیمین: اخیش
یونگی تک خنده ای کرد
یونگی: پس داری ازم باج میگیری
جیمین: نه نه شتم نینی حیلی دلد میتونه
مافیا همونطور که پسرکو تو بغـ//لش جا داده بود، دستشو از تیشرت پسر رد کرد و جایی که درد میکرد گذاشت.
#IU
PART:18
بعد از زدن چند ضربه دیگه هردو به اوج رسیدن و مافیا از پسرک بیرون کشید.
جیمین با حس خالی شدن زیر شکمش نا//له خفیفی سر داد و چشماشو بست.
یونگی جسم بی جون جیمینو برا//ید بغـ//ل کرد و به طرف حموم حرکت کرد،پسرکو توی وان اب گرم گذاشت خودش پشت سرش نشست و پسرکو تو اغوش کشید.
جیمین: یونی
یونگی: جانم
جیمین: چلا انگد با نینی حوب شودی
یونگی: خوشت نمیاد
جیمین: چلا، حیلی حوشم میاد فگط میتشم.
یونگی: از چی
جیمین: اژ اینته یه لوز دیده نینیو دوش نداشته باشی، اون موگع نینی میمیله
مافیا بو//سه ای رو شونه ی پسر زد
یونگی: اون روز نمیرسه شیرینم، هیچوقت
پسرک خودشو بیشتر تو بغـ//ل مافیا جا داد و چشماشو بست.
یونگی بعد از گرفتن دوشی کوتاه برای خودشو جیمین، پسرکو بغـ//کرد و روی تخت گذاشت.
جیمین: توجا میلی
یونگی: میرم لباس بیارم بپوشیم
جیمین: ژود بیا
یونگی تک خنده ای کرد و تیشرتی مشکی خودش پوشید و از کمد جیمین لباسی خرسی براش اورد.
پسرک تقریبا جونی نداشت در نتیجه لباسم مافیا به ارومی تنش کرد و دوباره بغـ//لش کرد.
جیمین: اخیش
یونگی تک خنده ای کرد
یونگی: پس داری ازم باج میگیری
جیمین: نه نه شتم نینی حیلی دلد میتونه
مافیا همونطور که پسرکو تو بغـ//لش جا داده بود، دستشو از تیشرت پسر رد کرد و جایی که درد میکرد گذاشت.
- ۵۶۶
- ۰۲ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط