صدایم زد

صدایم زد

سراسیمه به سمتش دویدم، اما چیزی نبود!
گویا فقط صدایش از من شد...
آنقدر سریع رفت که حتی عطرش مرا خیس نکرد
"باران" را میگویم.
چقدر شبیه تو بود!
رفتنش...حتی اسمش ....
دیدگاه ها (۱)

در آغوش فشردمتتو را که در قلبم نشسته بودیباید از تو می گذشتم...

در فراسوهاى عشـقتو را دوست دارمدر فراسوى پرده و رنگدر فراسوى...

سال ها گذشت،و من همچنان در انتظارت ثانیه ها را میشمارم. انتظ...

شدم زمستان، وسط اردوگاه نازے ها، روے همان زمین هاے یخ زد...

جمهوری اسلامی عزیزم.می‌دانی شبیه چه بودی؟شبیه یک سایبانِ نام...

MIDNIGHT BET

عشقی مقدس

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط