چند روزی است که تنها به تو می اندیشم

چند روزی است که تنها به تو می اندیشم

از خودم غافلم اما به تو می اندیشم

شب که مهتاب درآیینه ی من می ر قصد

می نشینم به تماشا به تو می اندیشم

همه ی روز به تصویر تو می پردازم

همه ی گریه شب را به تو می اندیشم

چیستی ؟ خواب و خیالی ؟ سفری ؟خاطره ای ؟

که دراین خلوت شب ها به تو می اندیشم

لحظه ای یاد تو از خاطرمن خارج نیست

یا درآغوش منی یا به تو می اندیشم

اگر آینده به یک پنجره تبدیل شود

پشت آن پنجره حتی به تو می اندیشم

تو به حافظ به حقیقت به غزل دلخوش باش

من به افسانه نیما به تو می اندیشم

نه به اندیشه ی زیبا ،‌نه به احساس لطیف

که به تلفیقی از این ها به تو می اندیشم

تو به زیبایی دنیای که می اندیشی؟؟

من که تنها، به تو تنها به تو می اندیشم
f
دیدگاه ها (۲)

می خواهم امشب از ماه قول بگیرم که هر وقت دلم برایت تنگ شد در...

دلم تنگ است...نمی دانم ز تنهایی پناه آرم کدامین سوی...پریشان...

دوست داشتنت بزرگترین نعمت دنیاستمرا شاد میکند و لبخند را به ...

راه کـه می‌روی عقـب می‌مــانـم …نـه بــرای اینکــه نخواهـم ب...

سال‌هاست که تقویم‌ها دیگر اسم تو را ورق نمی‌زنند و ساعت‌ها د...

؛ می‌گفت:«بدترین حقّ‌الناس آن است که به روح ِدیگران لطمه بزن...

؛ می‌گفت:«بدترین حقّ‌الناس آن است که به روح ِدیگران لطمه بزن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط