چرابااین همه دردنهانی من نمی میرم
چرابااین همه دردنهانی من نمی میرم
ززخم خنجر نامهربانی من نمی میرم
میان کوچه های سردتنهایی گرفتارم
شده چرخ جفای زندگانی من نمی میرم
زپاافتادم ازدست دل شیدای سرگردان
هلاکم کرده پای ناتوانی،من نمی میرم
به دریای بلای غم میان موج بی مهری
شکسته زورق عشق جوانی،من نمی میرم
به کوی دلبرخلوت نشین راهی نمی بینم
چرادرجاده های لامکانی من نمی میرم
درون خلوت سینه گرفتارآمدم ای دل
اگردرخلوتم باقی بمانی من نمی میرم
به گرداب جفای چشم هایت غوطه ورگشتم
به آغوش وفایت گربخوانی من نمی میرم
به امیدی مگرروزی ببینم روی ماهت را
بگویم فاش ای دنیای فانی من نمی میرم
ززخم خنجر نامهربانی من نمی میرم
میان کوچه های سردتنهایی گرفتارم
شده چرخ جفای زندگانی من نمی میرم
زپاافتادم ازدست دل شیدای سرگردان
هلاکم کرده پای ناتوانی،من نمی میرم
به دریای بلای غم میان موج بی مهری
شکسته زورق عشق جوانی،من نمی میرم
به کوی دلبرخلوت نشین راهی نمی بینم
چرادرجاده های لامکانی من نمی میرم
درون خلوت سینه گرفتارآمدم ای دل
اگردرخلوتم باقی بمانی من نمی میرم
به گرداب جفای چشم هایت غوطه ورگشتم
به آغوش وفایت گربخوانی من نمی میرم
به امیدی مگرروزی ببینم روی ماهت را
بگویم فاش ای دنیای فانی من نمی میرم
- ۱.۰k
- ۳۱ مرداد ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط