اگر دروغ رنگ داشت؛

اگر دروغ رنگ داشت؛
هر روز شاید ؛ ده ها رنگین کمان در دهان ما نطفه میبست
و بیرنگی کمیاب ترین چیزها بود

اگر شکستن قلب و غرور صدا داشت؛
عاشقان سکوت شب را ویران میکردند

اگر براستی خواستن توانستن بود؛
محال نبود وصال !
و عاشقان که همیشه خواهانند؛
همیشه میتوانستند تنها نباشند

اگر گناه وزن داشت؛
هیچ کس را توان ان نبود که قدمی بردارد ؛
تو از کوله بار سنگین خویش ناله میکردی ...
و من شاید ؛ کمر شکسته ترین بودم
دیدگاه ها (۳)

اگر می‌دانستید، یک محکوم به مرگ، چقدر در آرزوی بازگشت به زند...

بادبادکها جاذبه زمین را به مسخره گرفتند . وقتی زمین از جاذب...

زنان شهر کوبانی سوریه با حضور در صحنه دفاع از شهرشان خبرساز ...

وقتی پشت سر پدرت از پله ها میای پایین و میبینی چقدر آهسته می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط