part
part10
_آلفا... میخوامت...
_تو... از این پشیمون میشی! ولم کن!
_ خواهش میکنم، آلفا. میخوام داخلم حست کنم...
درسته... جونگکوک، پسری که تا چند لحظهی پیش درحال غرولند کردن
پیش رفیقش در رابطه با همخوابی نکردن با آلفایی که کامل نمیشناخت بود،
حاال داشت به آلفایی که میخواست گرگش رو کنترل بکنه، التماس رابطه
میکرد!
_آلفا... تو راتی، نه؟ با من بگذرونش... قو-قول میدم بهت لذت بدم.
االن زمانش نبود! مرد آلفا همین حاال هم خیلی خودش رو کنترل کرده بود و
جلوی میلش برای داشتن امگا گرفته بود؛ اما... دیگه نه!
مرد برخالف چیزی که میخواست تمام اون شب تا صبح روز بعدش رو همراه
جونگکوک عشقبازی کرد و تمامی اولینهای جونگکوک مثل اولین بوسه و
اولین رابطهاش، ازش گرفت!
_آلفا... میخوامت...
_تو... از این پشیمون میشی! ولم کن!
_ خواهش میکنم، آلفا. میخوام داخلم حست کنم...
درسته... جونگکوک، پسری که تا چند لحظهی پیش درحال غرولند کردن
پیش رفیقش در رابطه با همخوابی نکردن با آلفایی که کامل نمیشناخت بود،
حاال داشت به آلفایی که میخواست گرگش رو کنترل بکنه، التماس رابطه
میکرد!
_آلفا... تو راتی، نه؟ با من بگذرونش... قو-قول میدم بهت لذت بدم.
االن زمانش نبود! مرد آلفا همین حاال هم خیلی خودش رو کنترل کرده بود و
جلوی میلش برای داشتن امگا گرفته بود؛ اما... دیگه نه!
مرد برخالف چیزی که میخواست تمام اون شب تا صبح روز بعدش رو همراه
جونگکوک عشقبازی کرد و تمامی اولینهای جونگکوک مثل اولین بوسه و
اولین رابطهاش، ازش گرفت!
- ۹۳
- ۲۴ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط