ای آن که گاه گاه ز من یاد می کنی
پیوسته شادزی که دلی شاد می کنی

گفتی: "برو!" ولیک نگفتی کجا رود
این مرغ پر شکسته که آزاد می کنی
#سیمین_بهبهانی
دیدگاه ها (۴)

رونق جانی و بی بودن تو رفتنی امای غم عشق تو مقبول ترین گوهر ...

مانده ام خیره به راهنه مرا پای گریزنه مرا تاب نگاه! #فریدون_...

در بزم بیدلان ، که خِرد هیچ کاره استپس امر ، امر دل بُود و ر...

می‌نویسم من برای چشم مستت نامه‌ایتا بگویـم شـــرح حال یک دل ...

‌آقا؛ بروچقدر خسته‌ای،بار همه اين سفر به دوش تو بود،برو نفس ...

آقابرو...چقدرخسته ای... بارهمه این سفربه دوش تو بود... برو ن...

عاشقانه های شبنم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط