عصر بخیر

عصر بخیر

عزاداریهاتون براتون بمونه آن شاءالله

به گزارش تاپ ناپ پیر مردی چند وقت پیش متوجه میشه یک خر پایش

بعلت اثابت با قوطی کنسرو مجروح شده زخمش عفونت کرده طوری که حیوان

زبان بسته تسلیم مرگ شده و از بیحالی تحرکی از خود نشان نمیداند

پیر مردحلبی کنسرو را از پای حیوان بیرون می آورد وزخم را شستشو میدهد

پانسمان میکند خر پس از مدتی سلامتی خود را بدست می آورد و میرود

مدتی میگذرد که آن خر به همراه چند خر دیگر به محل کار پیر مرد می آید

واز خود ایجاد سرو صدا میکند پیر مرد که در حال استراحت بود از اطاق

بیرون می آید و متوجه میشود که چند خر دیگر که دوچار همان مشگل

شده اند به پیر مرد اشاره میکند که پای آن حیوانات را سالم کند

عجیب است که حیوان زبان بسته ای همچون خر آنقدر درک دارد


دوستان نازنین دو پست قبل از این احتیاج به نقد و انتقاد و برسی شما دارد

در صورت تمایل مراجعه بفرمائید و نظر خود را بفرمائید سپاسگزارم
دیدگاه ها (۸)

فعلا نیک نیم نداره

𓆩𐙚..دوپارتی درخواستی..𐙚𓆪ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

007-پنهان در مه - پارت ۸۸

𝕯𝖗𝖊𝖆𝖒 𝖜𝖎𝖙𝖍 𝖒𝖊¹⁰پیش‌ از آنکه‌ دانه‌ای‌ جوانه‌ بزند و‌ به‌ نور...

رمان سبز یشم زیر باران🍀🖤پارت پنجمکوک چند لحظه به خیابان خیره...

میان برگ های چرمی:𝓪𝓶𝓲𝓭 𝓽𝓱𝓮 𝓵𝓮𝓪𝓽𝓱𝓮𝓻𝔂 𝓵𝓮𝓪𝓿𝓮𝓼✨️پارت𝓟𝓪𝓻𝓽⁴:⁴🕊از ز...

پارت دوم راز خون

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 1️⃣9️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣتو تکان نخوردی. لب‌ه...

P : 19

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط