من سر به تنم زیاد بود از اول

من سر به تنم زیاد بود از اول



شالوده ام از تضاد بود از اول



ابعاد مرا عشق به هم ریخته بود



روحم به تنم گشاد بود از اول
دیدگاه ها (۱)

«روحم را به وصالِ او گره زدم؛ حالا هر طوفانی هم بیاید، من در...

عاشقانه

صدا زیاد صداش کمهنگا همه عشق منن حتی سگ سر کوچه روش کراشم😌 م...

عشق آن است که خیابان به خیابان همه را رد کنی ناگهان بر سرِ ی...

در نامه ی آخرش نوشت :هرگز به عشق کسی نیاز نداشتم؛ اما اینبار...

نفسم باش مرا چون تو کسی نیست عزیزشهر خالی ست مرا همنفسی نیست...

خدایا تو خود این وجود مرا سراسر همه تار و پود مرابه عشق و به...

ملکه ی آدمیزاد وسه پادشاه خوناشام

حضرت دلبر جانم نفسم عششششقمشب که می شود شوق خواستنتپای درون ...

روانشناسی رابطه عاشقانه های شبنم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط