سانزو فهمید که نامه از کیه چون امضای آخر نامه همون امضایی بود که ...
♤♤♤♤♤♤♤♤♤♤♤♤♤♤♤♤♤♤♤
سانزو فهمید که نامه از کیه چون امضای آخر نامه همون امضایی بود که ی روانی میزنه و بعد دیگه از شدت گیجی میخوابه
* فردا صبح *
ا.ت از خواب بیدار میشه و با موهای بهم ریخته از اتاقش میاد بیرون و میبینه همه پشت مبل مثل چی ترسیدن
ا.ت با قیافه پوکر: شما ها چتونه؟
کوکو: ی روانی پشت در عمارته
ا.ت: مگه ترس داره؟
ران : اون خیلی روانیه آدم میکشه
ا.ت: به من چه ...حالا بدم ببینم کیه
سانزو : گوه نخور(بی ناموسس😐🔪🎀)
ا.ت میره در رو باز میکنه و آرام رو میبینه
آرام:😊🤗🎀🔪
ا.ت : اراممممممم!!!
آرام: ا.تتتتتتتت
ا.ت : اینجا رو از کجا پیدا کردی؟
آرام: ی پشمک رو دنبال کردم🤣🔪
ا.ت : ی لحظه
ا.ت میره داخل و روبه همه میگه : خدالعنتتون کنه !
همه : چرااااااا؟!؟!؟
ا.ت : اون دوستمه
سانزو : ریدم تو این زندگی واقعا!؟
ا.ت : نخ پس دروغ میگم
یهو آرام میاد داخل
قیافه آرام:🤗🎀😊🔪
لباس آرام:🩸🩸🩸🩸🩸🩸
ران : بسم الله الرحمن الرحیم
ریندو : اعوذبالله من الشیطان رجیم
آرام:ا.ت ...این ها چشونه؟ چیزی خوردن؟
ا.ت : نه ..روانی ان
آرام: معلومه 🤣🎀
کاکوچو از اون ور : تو چرا خون رو لباسته؟
کوکو و سانزو تو ذهنشون: پرسیدن داره؟!؟!
آرام ی نگاه به لباسش میکنه : خب....اممم
ا.ت : آدم کشتی؟
ارام با خنده: دقیقا
ران :مگه خنده داره؟!
ارام : اره چون داشتن بهم تیکه مینداختن
ا.ت : کلا نباید به آرام تیکه انداخت
مایکی : چند نفر رو کشتی؟
ارام در حال شمردن
ا.ت :۱۲تا؟
ارام :همممم....نه...وایسا
ارام : آها ۳۲
همه : ۳۲ تااااا؟!؟!؟!؟
سانزو : من در این حد نمیکشم
کاکوچو : ا.ت این دوستت رو ببر داخل اتاقت
ا.ت : باشه...بریم آرام
آرام مثل بچه ها : بریمممم
ا.ت آرام و میبره داخل اتاقش و ی لباس مناسب میده بهش آرام تقریبا ۱۲ سالشه و لباس های ا.ت از آرام یکم بزرگتر بود ولی آرام مشکلی نداشت
ا.ت: خب آرام...چرا اومدی توکیو؟
آرام: چون دوست داشتم
ا.ت : این مافیا رو میشناسی؟
آرام: کدوم؟
ا.ت : اسکل همین آدم هایی که دیدی
آرام: نه ...
ا.ت: پس من و تو از دنیا عقبیم
آرام: موافقم
ا.ت : من برم بهشون بگم که بمونی
آرام: نه نه نه ! من میرم مزاحم میشم
ا.ت: گوه نخور تو میمونی
آرام: غلط کردم
ا.ت : آفرین
ا.ت میره بیرون و از مایکی میپرسه دوستم میتونه بمونه؟ مایکی میخواست مخالفت کنه ولی چون ا.ت اصرار کرده بود دیگه قبول کرد و آرام و ا.ت شنگول شدن🤣
....
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
تا پارت بعد بای بای
سانزو فهمید که نامه از کیه چون امضای آخر نامه همون امضایی بود که ی روانی میزنه و بعد دیگه از شدت گیجی میخوابه
* فردا صبح *
ا.ت از خواب بیدار میشه و با موهای بهم ریخته از اتاقش میاد بیرون و میبینه همه پشت مبل مثل چی ترسیدن
ا.ت با قیافه پوکر: شما ها چتونه؟
کوکو: ی روانی پشت در عمارته
ا.ت: مگه ترس داره؟
ران : اون خیلی روانیه آدم میکشه
ا.ت: به من چه ...حالا بدم ببینم کیه
سانزو : گوه نخور(بی ناموسس😐🔪🎀)
ا.ت میره در رو باز میکنه و آرام رو میبینه
آرام:😊🤗🎀🔪
ا.ت : اراممممممم!!!
آرام: ا.تتتتتتتت
ا.ت : اینجا رو از کجا پیدا کردی؟
آرام: ی پشمک رو دنبال کردم🤣🔪
ا.ت : ی لحظه
ا.ت میره داخل و روبه همه میگه : خدالعنتتون کنه !
همه : چرااااااا؟!؟!؟
ا.ت : اون دوستمه
سانزو : ریدم تو این زندگی واقعا!؟
ا.ت : نخ پس دروغ میگم
یهو آرام میاد داخل
قیافه آرام:🤗🎀😊🔪
لباس آرام:🩸🩸🩸🩸🩸🩸
ران : بسم الله الرحمن الرحیم
ریندو : اعوذبالله من الشیطان رجیم
آرام:ا.ت ...این ها چشونه؟ چیزی خوردن؟
ا.ت : نه ..روانی ان
آرام: معلومه 🤣🎀
کاکوچو از اون ور : تو چرا خون رو لباسته؟
کوکو و سانزو تو ذهنشون: پرسیدن داره؟!؟!
آرام ی نگاه به لباسش میکنه : خب....اممم
ا.ت : آدم کشتی؟
ارام با خنده: دقیقا
ران :مگه خنده داره؟!
ارام : اره چون داشتن بهم تیکه مینداختن
ا.ت : کلا نباید به آرام تیکه انداخت
مایکی : چند نفر رو کشتی؟
ارام در حال شمردن
ا.ت :۱۲تا؟
ارام :همممم....نه...وایسا
ارام : آها ۳۲
همه : ۳۲ تااااا؟!؟!؟!؟
سانزو : من در این حد نمیکشم
کاکوچو : ا.ت این دوستت رو ببر داخل اتاقت
ا.ت : باشه...بریم آرام
آرام مثل بچه ها : بریمممم
ا.ت آرام و میبره داخل اتاقش و ی لباس مناسب میده بهش آرام تقریبا ۱۲ سالشه و لباس های ا.ت از آرام یکم بزرگتر بود ولی آرام مشکلی نداشت
ا.ت: خب آرام...چرا اومدی توکیو؟
آرام: چون دوست داشتم
ا.ت : این مافیا رو میشناسی؟
آرام: کدوم؟
ا.ت : اسکل همین آدم هایی که دیدی
آرام: نه ...
ا.ت: پس من و تو از دنیا عقبیم
آرام: موافقم
ا.ت : من برم بهشون بگم که بمونی
آرام: نه نه نه ! من میرم مزاحم میشم
ا.ت: گوه نخور تو میمونی
آرام: غلط کردم
ا.ت : آفرین
ا.ت میره بیرون و از مایکی میپرسه دوستم میتونه بمونه؟ مایکی میخواست مخالفت کنه ولی چون ا.ت اصرار کرده بود دیگه قبول کرد و آرام و ا.ت شنگول شدن🤣
....
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
تا پارت بعد بای بای
- ۷.۴k
- ۱۲ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط