P1

یکی تاره به دبیرستان UA امده بود اسم ان امه بود و سال اولی بود کوسه اش انفجار بود درسته کوسه اش مثل باکوگو بود امه وارد کلاس شد و همه با تعجب به او نگاه میکردنند و ملعمشان یعنی پاک کننده بزرگ وارد کلاس شد و درمورد دانش اموز توضیح داد و به کلاسات تمرینی رفتند .

و تمرین کردنند و باکوگو بعد تمرینات خیلی مشکوک به امه شد اون داست فکر میکرد که چرا کوسه امه مثل کوسه خودشه

ادامه رمان :

و روز بعد که به کلاس رفتنند و وقط اوردوی تمرینی بود انها به یک سالن بزرگ رفتنند و همین که میخواستنند که تمرین را شروع کنند قهرمان کش ها اومدن اونها باکوگو رو هدف گرفتنند ولی امه خودشو اورد جلو و زخمی شد انها به مدرسه اطلاع دادند وتمام قهرمان امدنند و بعد ان باکوگو داشت گریه میکرد دکو گفت :

چرا نارحتی و داری گریه میکنی

گفت به تو ربطی نداره دکو

و باکوگو فهمیده بود که امه خواهر دو قلو شه چون مادرش از باکوگو مخفی کرده بود که خواهر دارد و باکوگو ناراحت شد و اون شب اصلا نخوابید چون خواهر دوقلوش تو بیمارستان بود و زخمی شده بود روز بعد مرخص شد وبه مرسه رفت ظهر شد و و تمام کلاس A شام را خوردنند و بعد به حیاط خوابگاه رفتنند باکوگو به امه گفت

بیا کارت دارم

امه گفت باشه

باکوگو گفت تو خواهر من هستی


امه گفت خیلی بامزه بود شوخی نکن
گفت شوخی نمیکنم
دیدگاه ها (۰)

و بعد امه زد زیر گریه گفت درکت میکنم امه چون مامان از ما مخف...

P3

چیزی ندارم بگم ...

سلام بریم برای شروع یک فن فیک باکودکویی😊پارت۱♡از زبان دکو:(خ...

سیلام سیلام حقیقتا اونقدر پارت قبلی رو دوست داشتم من که نویس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط