هیچ چیز از خدا پنهان نمی ماند هیچگاه

هیچ چیز از خدا پنهان نمی ماند هیچگاه
از همان روز که تو آمدی
از همان روز که دوستت داشتم
از همان روز که دلم لرزید
از همان روز که بغض کردم
ایستادم
محکم شدم
و دوست داشتنت را به تنهایی به دوش کشیدم
هیچ چیز از خدا پنهان نمی ماند
مثل همین بودن و ماندنم برایِ تو وقتی نبودنت بود
پنهان نبود از خدا وقتی
هیچکس تا قبل از تو
مرا جز از پشتِ اخم هایِ ساختگی و سرسختی هایِ تکراری
نمی دید
پنهان نبود از خدا که تو
همین تو
که نیستی حتی
با من چه کرده ای
که
اینچنین جسور شده ام !
هیچ چیز از خدا پنهان نیست هیچگاه
و همین
کافیست تا بدانم
هرچه هست؛ هرچه نیست
هرچه از حالا تا همیشه در خاطرم می ماند
برایِ او نمایان است
#عادل_دانتیسم ....خاااص....
دیدگاه ها (۱)

صدایت که می کنم... این جانی که می گویی... تمام جانم را می گی...

TOW BROKEN THINGS

رمان زیر نور خاموش سئول.. آن شب باران قطع نشد.سئول زیر نور چ...

「君の声が聞こえない」صدای تو را نمی شنوم🍃🎆Part 6مایکی:من آدرسش را پیدا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط