فقط براش مشروب میریزی و بهش نگاه میکنیمیتونی فاصله رو تا جایی که خودش ...
𝘞𝘩𝘦𝘯 𝘵𝘩𝘦 𝘩𝘦𝘢𝘳𝘵 𝘤𝘢𝘭𝘭𝘪𝘯𝘨 𝘶𝘴
𝘱𝘢𝘳𝘵:05
_فقط براش مش*روب میریزی و بهش نگاه میکنی....میتونی فاصله رو تا جایی که خودش بخواد کم کنی....
از این کار متنفر بودی....
مخصوصا با لباس الانت....
+باشه...ممنونم
_بسلامت.....
یکی از مردای اونجا تورو به اتاق وی ای پی برد.....
با در زدن وارد شدی....
مرد خوش چهره و خوشتیپی رو دیدی که روی مبل نشسته بود....
+سلام.....کیم سوجین هستم...
-بشین
+بله؟
به صندلی رو به روش اشاره کرد...
-بشین
+چشم....
طبق چیزی که بهت گفته بودن ظرف مش*روب رو برداشتی و داخل لیوانش ریختی و بعد رو به روش نشستی.....
جرعه ای نوشید و دوباره لیوان رو روی میز گذاشت....
-چند سالته؟
+۲۱ سال
-همیشه اینجا کار میکنی؟
+نه....
-پس کارت چیه؟
+پاره وقت....
خیلی داشت پاشو از گلیمش دراز تر میکرد...
𝘱𝘢𝘳𝘵:05
_فقط براش مش*روب میریزی و بهش نگاه میکنی....میتونی فاصله رو تا جایی که خودش بخواد کم کنی....
از این کار متنفر بودی....
مخصوصا با لباس الانت....
+باشه...ممنونم
_بسلامت.....
یکی از مردای اونجا تورو به اتاق وی ای پی برد.....
با در زدن وارد شدی....
مرد خوش چهره و خوشتیپی رو دیدی که روی مبل نشسته بود....
+سلام.....کیم سوجین هستم...
-بشین
+بله؟
به صندلی رو به روش اشاره کرد...
-بشین
+چشم....
طبق چیزی که بهت گفته بودن ظرف مش*روب رو برداشتی و داخل لیوانش ریختی و بعد رو به روش نشستی.....
جرعه ای نوشید و دوباره لیوان رو روی میز گذاشت....
-چند سالته؟
+۲۱ سال
-همیشه اینجا کار میکنی؟
+نه....
-پس کارت چیه؟
+پاره وقت....
خیلی داشت پاشو از گلیمش دراز تر میکرد...
- ۱۵۱
- ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط