کاش می شد که به انگشت نخی می بستیم

کاش می شد که به انگشت نخی می بستیم...!
تا فراموش نگردد که هنوز انسانیم،
کاش در باور هر روزه مان
جای تردید نمایان می شد،
و سوالی که چرا سنگ شدیم...؟
و چرا خاطر دریایی مان خشکیده ست؟
کاش می شد که شعار
جای خود را به شعوری می داد...!
تا چراغی گردد دست اندیشه مان ،
کاش می شد که کمی آینه پیدا می شد
تا ببینیم در آن صورت خسته این انسان را
شبح تار امانت داران...
کاش پیدا می شد..!

ً ای کاش ً
دیدگاه ها (۹)

گاه دلـــــــم میگیرد ازصداقتـــــم که هیچکس لایــــــق آن ن...

عـــقل و دل روزی ز هـــم دلخـــــور شـــــدندهـــــر دو از ا...

.....ี‏دو ُراٰهـیـہ عَجـیبـیہِ...!↹ وَقـْتـے نَدوُنـے مُـراٰ...

مرا روشن کن از سبزی یک برگمرا پیدا کن از مهجوری مرگمن اینجا ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط