: از تیمورلنگ سوال می‌کنند که:

: از تیمورلنگ سوال می‌کنند که:

چگونه امنیتی در کشور پهناور خود ایجاد نمودی که وقتی زنی با طبقی از جواهرات طول کشور را طی می‌کند؛ کسی به او تعرضی نکرده و جسارتی نمی‌کند؟
در جواب، جمله کوتاه ولی با تاملی می‌گوید:
در هر شهری که دزدی دیدم ،، گردن داروغه را زدم!!


*
روزی بهلول را گفتند:
شخصی که دزدی کرده بود را گرفته اند، به نظرت باید چکارش کنند؟
بهلول گفت: باید دست حاکم آن شهر را قطع کرد...
همه با تعجب پرسیدند: چرا؟؟ مگر حاکم دزدی کرده که دستش را قطع کنند؟
بهلول در جواب گفت: گناهکار اصلی حاکم شهر است که مردمش باید برای امرار معاش دزدی کنند!!




از امیر کبیر پرسیدند : در مدت زمان محدودی که داشتی چطور این مملکت رو از هرچی دزد پاک کردی؟

گفت: من خودم دزدی نمی کردم و نمی گذاشتم معاونم هم دزدی کند.
اونم از این که من نمی گذاشتم اون دزدی کنه، نمی گذاشت معاونش دزدی کنه و ....
تا آخر همین طور...
اگه من دزدی میکردم تا آخر دزدی میکردن و کشور می شد دزدخونه،
همه هم دنبال دزد میگشتیم
و چون همه مون دزد بودیم هیچ دزدی هم محکوم نمی کردیم مردم هم گیج و ویج می شدند،،



خانه از پای بست ویران است
خواجه در بند نقش ایوان است.
با شعار 'اخلاص' آمدند اما 'اختلاس' به بار آوردند...
فریاد 'دزد،دزدشان' گوش فلک را کر کرد غافل از اینکه داشتند همدیگر را صدا میزدند!

دشت مان ، گرگ اگر داشت ، نمی نالیدم؛

نیمی از گلّه ی ما را سگ ِ چوپان خورده!!!
دیدگاه ها (۴)

واعظی پرسید از فرزند خویشهیچ میدانی مسلمانی به چیست؟صدق و بی...

. nanioushan.co:دعای شبدر دل شب دعای من، گریه بی صدای من، با...

ای خدا ای خدا ای خدا آآآدیگه دنیا واسه من تاریکهزندگی کوره ر...

سفیر کبیر Grand Ambassador

معرفی کتاب

استانداردهای دوگانه وطن‌پرستی؛جیغ‌های بنفش برای تهران، سکوت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط