فیک ستاره منپارت
فیک ستاره من(پارت۳۳)
کرد که جیمین گفت
جیمین: میدونی روت حساسم
ا. ت: اره ولی به خدا نمیدونم چرا امد
جیمین: باشه
ا. ت: عاشقتم
جیمین منممم
ا. ت: لبخند زد
تهیونگ بوسه رو. شکوند که یونا نفس نفس زد
یونا محکم زد به سینه تهیونگ
یونا: نفسم بنددد امددد
تهیونگ: ببخشید بیبی جونم
یونا: عشقم من میرم کلاس
تهیونگ: باشه
جئونگ داشت میرفت که سزش به یه پسر خورد وقتی سرشو اورد بالا جنگکوک رو دید خواست بره جنگکوک دستشو گرفت
جنگکوک: خانم خوشگله عذر خواهی یادت رفته
جئونگ: خفه شو. هول
جنگکوک: چه خانم بی ادبی او
جئونگ: ببین من میتونم تو یه لگدم ارزوی پدر شدنتو ازت بکیرم
جنگکوک: اوو عجب جرعتی
جئونگ با اخم دستشو کشید رفت
جنگکوک. لباشو گاز گرفت و......
کرد که جیمین گفت
جیمین: میدونی روت حساسم
ا. ت: اره ولی به خدا نمیدونم چرا امد
جیمین: باشه
ا. ت: عاشقتم
جیمین منممم
ا. ت: لبخند زد
تهیونگ بوسه رو. شکوند که یونا نفس نفس زد
یونا محکم زد به سینه تهیونگ
یونا: نفسم بنددد امددد
تهیونگ: ببخشید بیبی جونم
یونا: عشقم من میرم کلاس
تهیونگ: باشه
جئونگ داشت میرفت که سزش به یه پسر خورد وقتی سرشو اورد بالا جنگکوک رو دید خواست بره جنگکوک دستشو گرفت
جنگکوک: خانم خوشگله عذر خواهی یادت رفته
جئونگ: خفه شو. هول
جنگکوک: چه خانم بی ادبی او
جئونگ: ببین من میتونم تو یه لگدم ارزوی پدر شدنتو ازت بکیرم
جنگکوک: اوو عجب جرعتی
جئونگ با اخم دستشو کشید رفت
جنگکوک. لباشو گاز گرفت و......
- ۱۱.۹k
- ۲۶ دی ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۱۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط