ستاره‌ای از بی‌ نهایت‌ها می‌‌آید و چشمکی می‌زند و می‌‌رود

ستاره‌ای از بی‌ نهایت‌ها می‌‌آید و چشمکی می‌زند و می‌‌رود

ابری با دل‌ پر آب می‌‌آید و در دشتی باران را می‌‌زاید و میرود

رعد و برقی‌ می‌‌خورد و خورشید تصویر رنگین خودرا بر دانه باران در کنج آسمان می‌‌ کشد و میرود

 گلی‌ غنچه خودرا میگشاید و عطر خوش را می‌‌پاشد و  میرود

ماه می‌‌آید  و تصویر زیبای خودرا بر آبهای شب می‌‌کشد و میرود

شب می‌‌آید و میرود سال می‌‌آید و میرود  قرن‌ها می‌‌آیند و میروند 

جلال و شوکت‌ها می‌‌آیند و میروند فتنه‌ها و جنگها می‌‌آیند و میروند

تو آمدی و خواهی‌ رفت آنچه که می‌‌ماند خوبی‌‌ها و بدی‌ها هستند  که در اذهان تا ابد زنده می‌‌مانند  

پس بگذار تا آنچه از تو می‌‌ماند نیکی‌‌ها باشند برای آنها که می‌‌آیند

دیدگاه ها (۹)

هر روز یک خطبه ✿✿✿✿خطبه157 خطبه اى از آن حضرت (ع ) محمد...

بی خوابی -‌ محمد مختاریچه فرق می‌کرد زندانی در چشم انداز باش...

Last night...

{سناریوی شماره ۷ } || پارت سی نهم || نام سناریوی:《شوخی مرگ...

سعید صدیق

عکس متحرک خیلی قشنگهچه نوری در درون سینه ، مهمان استچه روشن ...

چه نوری در درون سینه ، مهمان استچه روشن میشود این دل ، بر ای...

مبشر صبحدیدیم که می شناسیمش...و تصویرش را از پیش در خاطر داش...

#وَ_درد...و دردکه این بار پیش از زخم آمده بودآنقدر در خانه م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط