غیرشیدایی مراداغی ب پیشانی نبود.

غیرشیدایی مراداغی ب پیشانی نبود. من که پیشانی نوشتم جزپریشانی نبود. همدمی مابینه آدمهااگرمیافتم. آهه من درسینه ام یک عمرزندانی نبود دوستان روبه رو دشمنان پشت سر. هرچه بودآئین این مردم مسلمانی نبود. خار چشمه این وآن گشتن ازگردن کشیست. دسترنج کاج هاغیرازپشیمانی نبود. من که دربندم کجا؟میدان آزادی کجا؟ کاش راهه خانه ات اینقدرطولانی نبود …
دیدگاه ها (۱)

توکه نیستی من به عکسهایت مینگرم ...

شانه خالی نمیکنم زیرا ...

بین صدهاسرفرازی یک تباهی لازم است. ...

مرا بخوان که حروفم پر از عسل بشود!مرا بخواه که هر قطعه‌ام غز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط