اصرار خونی

اصرار خونی

ویو ا.ت
صبح با دل درد شدیدی بیدار شدم یاد دیشب افتادم و بغض کردم
کوک: بیب بیدار شدی(پوزخند)
ا.ت: چرا اینکارو کردی(بغض به شدت صگی)
کوک: چرا همراهی کردی(جدی)
ا.ت: من باید برم دانشگاه
کوک: ولش
ا.ت: نه (گریه)
کوک:دلت درد میکنن
ا.ت به نشانه مثبت سر تکون داد
کوک ا.ت رو گذاشت تو وان

۲۹مین بعد از حموم اومدن

ا.ت: من آمادم
کوک:....

خسته شدم بسه دیگه🤧
کسایی که اسماتو براشون فرستادم اون آدم سابق نشدن😈🫶
دیدگاه ها (۸)

اگه فیک مینویسید من فیک میخونم بگید تو کامنتا یا لایک کنید ف...

....

احتمالا چند روز پارت نزارم چون حالم خوب نیست از لحاظ روحی

بچها باید چند تا نکته راجب فیک اصرار خونی بگما.ت تو شرکت جون...

هرزه ی حکومتی پارت ۵ بیدار شدم...تو اتاق بودم رفتم سمت در دس...

فیک کوک دختر کوچولوی من پارت ۴۳

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط