پارت دوم
❣پارت دوم❣
که یه خانم مسنی درو بازکرد گفت
اجوما: سلام دخترم بیا داخل ارباب منتظرته(جونگکوک به اجوما گفته که ا/ت میاد) ا/ت: سلام اسمم ا/ت هست دستم رو جلوش دراز کردم
اجوما: منم اجوما هستم خوشبختم بیا داخل
رفتیم داخل چند قدمی برداشتم خونش رو دیدم بیشتر وسایل مشکی مدرن بود که همینجوری که میرفتیم اجوما گفت:
دخترم رفتیم اتاق کار ارباب سرت رو پایین میندازی وبه جایی نگاه نمیکنی باشه
ا/ت: باشه
بهداز پله های پیچ دار بلاخره وایستادیم جلو یه در اجوما در زد و گفت: ارباب بیایم داخل
جونگکوک: بیا
رفتیم داخل اجوما تعظیم 90درجه ای کردو گفت: ارباب این خانم برای نظافت اومدن اینجا
تمام این مدت که داشت اجوما صحبت میکرد سرش توی برگه ها بود تا نگاهی بهم انداخت و نگاهم رو به زمین دوختم و یه تغظیم کوچولویی کردم و گفت
جونگکوک: استخدامی ولی قوانین رو اجوما بهت میگه و باید قوانین زیر پا نذاری
ا/ت: چشم
جونگکوک: اجوما قوانین رو بهش میگی الانم از اتاقم برین بیرون کار دارم
اجوما: چشم ارباب
و رفتیم بیرون و رفتیم آشپز خونه و آجوما شروع کرد به گفتن قوانین
که یه خانم مسنی درو بازکرد گفت
اجوما: سلام دخترم بیا داخل ارباب منتظرته(جونگکوک به اجوما گفته که ا/ت میاد) ا/ت: سلام اسمم ا/ت هست دستم رو جلوش دراز کردم
اجوما: منم اجوما هستم خوشبختم بیا داخل
رفتیم داخل چند قدمی برداشتم خونش رو دیدم بیشتر وسایل مشکی مدرن بود که همینجوری که میرفتیم اجوما گفت:
دخترم رفتیم اتاق کار ارباب سرت رو پایین میندازی وبه جایی نگاه نمیکنی باشه
ا/ت: باشه
بهداز پله های پیچ دار بلاخره وایستادیم جلو یه در اجوما در زد و گفت: ارباب بیایم داخل
جونگکوک: بیا
رفتیم داخل اجوما تعظیم 90درجه ای کردو گفت: ارباب این خانم برای نظافت اومدن اینجا
تمام این مدت که داشت اجوما صحبت میکرد سرش توی برگه ها بود تا نگاهی بهم انداخت و نگاهم رو به زمین دوختم و یه تغظیم کوچولویی کردم و گفت
جونگکوک: استخدامی ولی قوانین رو اجوما بهت میگه و باید قوانین زیر پا نذاری
ا/ت: چشم
جونگکوک: اجوما قوانین رو بهش میگی الانم از اتاقم برین بیرون کار دارم
اجوما: چشم ارباب
و رفتیم بیرون و رفتیم آشپز خونه و آجوما شروع کرد به گفتن قوانین
- ۳۴.۱k
- ۲۰ مهر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط