دلم بدون تو هی بهانه می‌گیرد

دلم بدون تو هی بهانه می‌گیرد
سراغ یک غزل عاشقانه می‌گیرد
همان غزل که نوشتی درون چشمانت
و بعد از آن گل سرخی جوانه می‌گیرد
ولم نمی‌کند آن خاطرات پر احساس
که لحظه لحظه دلم را نشانه می‌گیرد
هوا هوای چموشی ست روح باران هم
از این هوای غریب میانه‌ می‌گیرد
کسی نخواست بفهمد چرا دل شاعر
ز دست محفل انس شبانه می‌گیرد
در آن غزل که نوشتی چقدر معصوم است
پرنده ای که زدست تو دانه می گیرد
تو را به جان غزل های خستگی هامان
به آن تبی که ز چشمت زبانه می‌گیرد
خدا کند که پرنده رها شود از درد
همان پرنده که بی تو بهانه می‌گیرد....!!
دیدگاه ها (۳۳)

گاهی دلمـ بهانه‌اتـ را می‌گیرد…بهانه‌ی صدایتـ، نگاهتـ، حتی س...

عاشقانه های شبنم

من اگر پرنده بودم،فکر می‌کردم پروازچیزی شبیه نگاه کردن به تو...

﷽#مولاجان🥀خزان ز راه می‌رسد، جوانه پیر می‌شودنَفَس چه زود می...

ای عشق همه بهانه از توستمن خامشم این ترانه از توستآن بانگ بل...

گزارش تصویری از محفل صمیمی «سورۀ سرو»#غزل از آن زمان که نگاه...

یک دشت پر از گلهای سرخ عاشق تقدیم تو باد الهه عشق من

سناریو از شخصیت های توکیو ریونجرز☆موقعیت:~» توی دفترت درباره...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط