غریبهای در آغوش زمان
غریبهای در آغوشِ زمان
چشمم به در خشکید و باران شد هوایِ من
سی شب نیامد نالهای، حتی صدایِ من
در این اتاقِ برقی و سرد و پر از وحشت
گم شد میانِ برجها، آخر دعایِ من
تو صاحبِ این عصری و من میهمانِ تو
زخمیست از زنجیرِ دوران، دست و پایِ من
بعد از تنی لرزان و یک ماهِ پر از گریه
باز آمدی؟ ای وای بر این ماجرایِ من
آغوشِ تو تنها پلِ برگشتِ من بودهست
مگذار تنها بشکنم، ای آشنایِ من
صبح روز جدید یک روز سپیده دم زیبا با نور کمی از خورشید که روی دیوار های مشکی عمارت سیمین میخورد .. تهیونگ همانند ای که روی شکم دراز کشیده بود به خواب عمیقی فرو بود، بیول ای که در اتاق دو تیکه ای بر روی تیکه پایین اتاق خاکستری روی مبل راحتی دراز کشیده بود و عمیق غرق خواب .. ته یانگ ای که مو رو صورتش مثل آب ای که روی زمین جاری بود ریخته شده بود، جونگکوک با بالا تنه برهنه مثل عادت های همیشه اش روی تخت صورتی تک نفره ته یانگ خوابیده بود .. آن صبح عجیب همانند خلق شده بود ..
بلاخره صدای ساعت تک تک از همه عضای خانواده بیدار شدند با همان لباس های بلند زنانه ای کمی هم بار و مرد های با کت شلوار مشکی .. رسمی کم کم سمت سالن غذا خوری میرفتند ..
ته یانگ شیطون نگاه آخرش را به راه رو دوخت هیچ صدایی به گوش نمیرسید حتی یک زره ای .
یک تونیک بافتنی بلند زنانه به رنگ آبی آسمانی ملایم که با مدل موی باز ست شده بود لباس مدل تونیک پلیور بلند که تا زیر باسن میرسد و برای پوشیدن روی شلوارهای جذب مانند ساپورت یا لگینگ سفید رنگ
از جنس بافت ضخیم و گرم و دارای طرحهای برجسته لوزیشکل در قسمت جلو که جلوهای کلاسیک و زمستانی به آن بخشیده
یقه لباس مدل یقه اسکی یا سهسانت که گردن را میپوشاند و برای هوای سرد مناسب بود . آستینها نیز بلند هستند. رنگ آبی روشن آن حسی آرام و ملایم ایجاد میکرد و در ترکیب با شلوار سفید، یک استایل شیک و اسپرت-راحتی را پدید آورده بود
مدل موی زنانه باز و مواج فر ملایم که به صورت طبیعی روی شانهها و پشت لباس افتاده بود . این مدل موی باز با یقه بلند لباس همخوانی داشت و یک ترکیب جذاب و غیررسمی ایجاد کرده که برای استفاده روزمره مناسب بود
. یک بافت رنگ آبی آسمانی با شلوار سفیدی که بیش از حد عاشقش بود را در تن داشت با کتونی های سفید پاشنه کوتاه، نفس عمیقی کشید سپس موهایش را پشت گوش داد گام اولی را برداشت سپس همانند یک دزد کوچک سمت آشپزخونه ای که کم تر از یک آشپزخانه سلطنتی، میبود .. هجوم برد .. وارد آشپزخانه شد و خانم باوقار کت شلوار پوش در حال خوردن صبحانه بود این یکی از بهترین رسم های عمارت سیمین بود که باید خدمتکار ها زود تر صبحانه بخورند .. خانم هان وقتی ته یانگ را دید تند بلند شد : صلح بخیر خانم چیزی نیاز دارین ..؟.
چشمم به در خشکید و باران شد هوایِ من
سی شب نیامد نالهای، حتی صدایِ من
در این اتاقِ برقی و سرد و پر از وحشت
گم شد میانِ برجها، آخر دعایِ من
تو صاحبِ این عصری و من میهمانِ تو
زخمیست از زنجیرِ دوران، دست و پایِ من
بعد از تنی لرزان و یک ماهِ پر از گریه
باز آمدی؟ ای وای بر این ماجرایِ من
آغوشِ تو تنها پلِ برگشتِ من بودهست
مگذار تنها بشکنم، ای آشنایِ من
صبح روز جدید یک روز سپیده دم زیبا با نور کمی از خورشید که روی دیوار های مشکی عمارت سیمین میخورد .. تهیونگ همانند ای که روی شکم دراز کشیده بود به خواب عمیقی فرو بود، بیول ای که در اتاق دو تیکه ای بر روی تیکه پایین اتاق خاکستری روی مبل راحتی دراز کشیده بود و عمیق غرق خواب .. ته یانگ ای که مو رو صورتش مثل آب ای که روی زمین جاری بود ریخته شده بود، جونگکوک با بالا تنه برهنه مثل عادت های همیشه اش روی تخت صورتی تک نفره ته یانگ خوابیده بود .. آن صبح عجیب همانند خلق شده بود ..
بلاخره صدای ساعت تک تک از همه عضای خانواده بیدار شدند با همان لباس های بلند زنانه ای کمی هم بار و مرد های با کت شلوار مشکی .. رسمی کم کم سمت سالن غذا خوری میرفتند ..
ته یانگ شیطون نگاه آخرش را به راه رو دوخت هیچ صدایی به گوش نمیرسید حتی یک زره ای .
یک تونیک بافتنی بلند زنانه به رنگ آبی آسمانی ملایم که با مدل موی باز ست شده بود لباس مدل تونیک پلیور بلند که تا زیر باسن میرسد و برای پوشیدن روی شلوارهای جذب مانند ساپورت یا لگینگ سفید رنگ
از جنس بافت ضخیم و گرم و دارای طرحهای برجسته لوزیشکل در قسمت جلو که جلوهای کلاسیک و زمستانی به آن بخشیده
یقه لباس مدل یقه اسکی یا سهسانت که گردن را میپوشاند و برای هوای سرد مناسب بود . آستینها نیز بلند هستند. رنگ آبی روشن آن حسی آرام و ملایم ایجاد میکرد و در ترکیب با شلوار سفید، یک استایل شیک و اسپرت-راحتی را پدید آورده بود
مدل موی زنانه باز و مواج فر ملایم که به صورت طبیعی روی شانهها و پشت لباس افتاده بود . این مدل موی باز با یقه بلند لباس همخوانی داشت و یک ترکیب جذاب و غیررسمی ایجاد کرده که برای استفاده روزمره مناسب بود
. یک بافت رنگ آبی آسمانی با شلوار سفیدی که بیش از حد عاشقش بود را در تن داشت با کتونی های سفید پاشنه کوتاه، نفس عمیقی کشید سپس موهایش را پشت گوش داد گام اولی را برداشت سپس همانند یک دزد کوچک سمت آشپزخونه ای که کم تر از یک آشپزخانه سلطنتی، میبود .. هجوم برد .. وارد آشپزخانه شد و خانم باوقار کت شلوار پوش در حال خوردن صبحانه بود این یکی از بهترین رسم های عمارت سیمین بود که باید خدمتکار ها زود تر صبحانه بخورند .. خانم هان وقتی ته یانگ را دید تند بلند شد : صلح بخیر خانم چیزی نیاز دارین ..؟.
- ۴۷۹
- ۳۰ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط