سوژه ۷ آزمایشگاه
سوژه ۷ آزمایشگاه
فصل ۴ پارت نمیدونم چند
ویو لارن درو باز کردم و با چیزی که دیدم جیغ فرا نارنجی مایل به قرمز کشیدم که خونه لرزید
بعدش یهو چراغا روشن شدن و مامان و بابا و کارلوس با مامانبزرگ و بابابزرگ و کارن اومدن بیرون اهنگ تولدت مبارک رو خوندن
لارن:وایسا امروز تولدمه؟پاک یادم رفته بود
کارلوس:تولدت مبارک ابجی گوش کر کنم
لارن:تولدت خودتم مبارک داداش احمقم
خلاصه دور هم نشستن و اینا تا آنیا کیک رو بیاره(از قبل قرار بود کیک و تو حال خونشون رو میز بزارن ولی آنیا یادش رفت و دامیان هم یادش رفت از انیا بپرسه گزاشت یا نه🗽)
لارن:ولی چرا فقط منو سوپرایز کردین امروز تولد کارلوس هم هست
دامیان:کارلوس از وقتی بیدار شده داره تو گوشمون هی میگه تولدمونه تولدمونه
لارن:باشه ولی قضیه اون مَتَرسَک چیه؟
(اره یه مترسک گزاشتن جلو در و لارن وقتی اونو دید جیغ کشید🗽)
کارلوس:فکر من بود برا انتقام (لارن سال قبل کارلوس رو روز تولدشون به روشی سکته داد که متاسفانه کسی نمیدونه چجوری)
لارن چپ چپ کارلوس رو نگاه کرد.
لارن:راستی کسی میدونه فردا چه روزیه؟
کارلوس:فکنم اول اوریل هست
آنیا:وایسا اول اوریل مساوی میشه با شوخی روز اوریل!(از خودم در اوردم دقیق نمیدونم شوخی روز اوریل چندم ماه هست اگه نمیدونید چیه برید فصل دوم ونزدی رو ببینید اونجا شوخی روز اوریل گرفتن)
لارن:اخجون فردا انتقام میگیرم!
کارن:انتقام گرفتن از انتقام،میشه انتقام دو جانبه!
خلاصه بعدش دیگه تولد تموم میشه هرکی میره یه کاری بکنه حوصلش سر نره(چیه خو تولد رو اول صبحی گرفتن،کاشکی برا ماهم اینطوری بود اگه یه روز خانوادم برای تولدم سوپرایزم کنم قطعا اون روز یا مردم یا خواب دیدم)
فردا صبح-خونه ی دزموند ها-ساعت ۶:۰۰
کارلوس در ناز ترین خواب ممکن بود که لارن یه پارچ اب روش خالی کرد که کارلوس با سکته از خواب پرید و لارن از خنده پخش زمین شد
قیافه کارلوس:😑
قیافه لارن:🤣😂
اینم از این،بقران ایده نمیاد تو سرم،ایده بدید لطفا!
فصل ۴ پارت نمیدونم چند
ویو لارن درو باز کردم و با چیزی که دیدم جیغ فرا نارنجی مایل به قرمز کشیدم که خونه لرزید
بعدش یهو چراغا روشن شدن و مامان و بابا و کارلوس با مامانبزرگ و بابابزرگ و کارن اومدن بیرون اهنگ تولدت مبارک رو خوندن
لارن:وایسا امروز تولدمه؟پاک یادم رفته بود
کارلوس:تولدت مبارک ابجی گوش کر کنم
لارن:تولدت خودتم مبارک داداش احمقم
خلاصه دور هم نشستن و اینا تا آنیا کیک رو بیاره(از قبل قرار بود کیک و تو حال خونشون رو میز بزارن ولی آنیا یادش رفت و دامیان هم یادش رفت از انیا بپرسه گزاشت یا نه🗽)
لارن:ولی چرا فقط منو سوپرایز کردین امروز تولد کارلوس هم هست
دامیان:کارلوس از وقتی بیدار شده داره تو گوشمون هی میگه تولدمونه تولدمونه
لارن:باشه ولی قضیه اون مَتَرسَک چیه؟
(اره یه مترسک گزاشتن جلو در و لارن وقتی اونو دید جیغ کشید🗽)
کارلوس:فکر من بود برا انتقام (لارن سال قبل کارلوس رو روز تولدشون به روشی سکته داد که متاسفانه کسی نمیدونه چجوری)
لارن چپ چپ کارلوس رو نگاه کرد.
لارن:راستی کسی میدونه فردا چه روزیه؟
کارلوس:فکنم اول اوریل هست
آنیا:وایسا اول اوریل مساوی میشه با شوخی روز اوریل!(از خودم در اوردم دقیق نمیدونم شوخی روز اوریل چندم ماه هست اگه نمیدونید چیه برید فصل دوم ونزدی رو ببینید اونجا شوخی روز اوریل گرفتن)
لارن:اخجون فردا انتقام میگیرم!
کارن:انتقام گرفتن از انتقام،میشه انتقام دو جانبه!
خلاصه بعدش دیگه تولد تموم میشه هرکی میره یه کاری بکنه حوصلش سر نره(چیه خو تولد رو اول صبحی گرفتن،کاشکی برا ماهم اینطوری بود اگه یه روز خانوادم برای تولدم سوپرایزم کنم قطعا اون روز یا مردم یا خواب دیدم)
فردا صبح-خونه ی دزموند ها-ساعت ۶:۰۰
کارلوس در ناز ترین خواب ممکن بود که لارن یه پارچ اب روش خالی کرد که کارلوس با سکته از خواب پرید و لارن از خنده پخش زمین شد
قیافه کارلوس:😑
قیافه لارن:🤣😂
اینم از این،بقران ایده نمیاد تو سرم،ایده بدید لطفا!
- ۲۷۰
- ۱۲ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط