ز گریه مردم چشمم نشسته در خون است

ز گریه مردم چشمم نشسته در خون است
ببین که در طلبت حال مردمان چون است
بیاد لعل تو و چشم مست میگونت
ز جام غم ، می لعلی که میخورم خون است
ز مشرق سر کو آفتاب طلعت تو
مگر طلوع کند طالعم همایون است
حکایت لب شیرین فرهاد ست
شکنج طرّه لیلی مقام مجنون است
دلم بجو که قدت سرو دلجوی ست
سخن بگو که کلامت لطیف موزون است
دیدگاه ها (۴)

مردان بی ادعا را ، زنان بی ادعاتر همراهی می کنند

کلام امیر.......

سرداب زیبای قمر منیر بنی هاشم اَبالفضــــل العبــّــاس علیه ...

شعر حافظ

ز گریه مردم چشمم نشسته در خون استببین که در طلبت حال مردمان ...

ز گریه مَردُمِ چشمم نشسته در خون استببین که در طلبت حالِ مَر...

به یاد لعل تو و چشم مست میگونتز جام غم می لعلی که می‌خورم خو...

دلم بجو که قدت همچوسرو دلجوی استسخن بگو که کلامتلطیف و موزون...

‌دلمٖ بجو که قدت همچو سرو دلجوی استسخن بگو که کلامت لطیف و م...

دلم بجو که قدت همچو سرو دلجوی استسخن بگو که کلامت لطیف و موز...

ز گریه مردم چشمم نشسته در خون استببین که در طلبت حال مردمان ...

گریه مردم چشمم نشسته در خون استببین که در طلبت حال مردمان چو...

#فال_روزانه..شنبه 25 خردادهمراه فال حافظ با تعبیر فال روزانه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط